تبليغاتX
ساحل آرامش
ساحل آرامش

کبوتر

 

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم

آنقدرغرق جنون بود که پر پر شد و رفت

روز میلاد  ، همان روز که عاشق شده بود

مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد

دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

 

نوشته شده در شنبه 7 آذر1388ساعت 18:28 توسط ستاره سرخ ( آرزو ) |

سالروز ازدواج امام علي (ع) و حضرت فاطمه (س) مبارک باد

 

  

سالروز ازدواج امام علي (ع) و حضرت فاطمه (س)

 

  ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد.

                     در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

 

فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود.

 

شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.

 

رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

 

 پيشنهاد به علي (ع):

 

اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبر اكرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام) را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر كه پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبكر گفت: مدتي است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اكرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود كه خدا وپيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاه داشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح كنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش كنيم؟! آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين كار تشويق كردند.

 

سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.

 

علي (ع) فرمود: از كجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟

 

ابوبكر گفت: يا علي تو در تمام كمالات بر سايرين برتري داري، و از موقعيت خود و علاقه ايكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند ولي پيغمبر صلي الله عليه و آله دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان  مي كنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.

 

فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.

 

پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را در چهره او ديد گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضايت دانست (2).

 

توافق:

 

رسول اكرم (ص) پس ازكسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي! آيا براي عروسي چيزي داري؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع داريد. تمام ثروت من عبارت است از يك شمشير، يك زره و يك شتر.

 

فرمود: تو مرد جنگ و جهادي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد كني، شمشير از لوازم و احتياجات ضروري تو است. شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله آن آبكشي كني و امور اقتصادي خود و خانواده ات را تأمين كني و براي اهل و عيالت كسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را بر آن حمل كني، تنها چيزي كه مي تواني از آن صرف نظر كني همان زره است. منهم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اكتفا مي نمايم. يا علي آيا اكنون بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشكار بسازم؟!

 

عرض كرد: آري يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت، شما هميشه نيك خوي و خوش زبان بوده ايد.

 

فرمود: پيش از آنكه به نزد من بيايي جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش برگزيده و به رسالت انتخاب كرد. علي (ع) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوري. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجيب و طيب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرئيل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدي (3).

 

خطبه عقد:

 

پيغمبر صلي الله عليه وآله فرمود: يا علي تو زودتر به مسجد برو و من نيز از عقب تو مي آيم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنيم و خطبه بخوانيم.

 

علي (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بين راه ملاقات كرد، آنها از جريان كار جويا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزويج كرد، هم اكنون پيامبر در راه است تا در حضور جمعيت، مراسم عقد و خطبه خواني را انجام دهد.

 

پيغمبر (ص) در حالي كه صورتش از سرور و شادماني مي درخشيد به مسجد تشريف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامي كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي فرمود: اي مردم آگاه باشيد كه جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد كه مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه عليها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگيرم. سپس نشست و به علي (ع) فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان.

 

علي عليه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم و شهادت مي دهم كه بغير از او خدايي نيست. شهادتي كه مورد پسند و رضايت او واقع شود. درود بر محمد صلي الله عليه وآله، درودي كه مقام و درجه اش را بالا برد. اي مردم! خدا ازدواج را براي ما پسنديده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. اي مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.

 

مسلمانان به پيغمبر (ص) عرض كردند: يا رسول الله! فاطمه را با علي كابين بسته اي؟

 

رسول خدا پاسخ داد: آري. پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در ميانتان دوستي و محبت افكند.

 

مذاكره عروسي:

 

علي عليه السلام مي فرمايد: حدود يك ماه طول كشيد و من خجالت مي كشيدم با پيغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولي گاهي كه خلوت مي شد مي فرمود: يا علي چه همسر نيكو و زيبائي نصيبت شد؟ بهترين زنان عالم را تزويج تو كردم.

 

روزي برادرم عقيل پيش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسيارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمي كني كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسيله عروسي شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خيلي ميل دارم عروسي كنم اما از رسول خدا خجالت مي كشم. عقيل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بيا تا خدمت پيغمبر (ص) برويم.

 

علي با برادرش عقيل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بين راه به «ام ايمن» برخورد كرده جريان را برايش گفتند. ام ايمن گفت: اجازه بدهيد من با رسول خدا در اين باره مذاكره كنم.

 

ام سلمه و ساير زنان از قضيه خبردار شدند و خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: يا رسول الله! پدر و مادرمان به فدايت، براي موضوعي خدمت شما رسيده ايم كه اگر خديجه زنده بود چشمش بدان روشن مي شد. وقتي پيغمبر (ص) نام خديجه را شنيد اشكش جاري شد و فرمود: خديجه؟! كجا مانند خديجه پيدا مي شود؟ هنگامي كه مردم مرا تكذيب نمودند مرا تصديق كرد و براي ترويج دين خدا، اموالش را در اختيار من قرار داد. خديجه زني بود كه خدا بر من وحي فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه اي از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.

 

ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدايت شود، شما هرچه درباره خديجه مي فرماييد صحيح است. خدا ما را با او محشور گرداند. يا رسول الله! برادر و پسر عموي شما ميل دارد همسرش را به منزل ببرد.

 

فرمود: پس چرا خودش در اين باره صحبتي نمي كند؟ عرض كرد: از كمروئي اوست.

 

پيغمبر (ص) به ام ايمن فرمود: علي را نزد من حاضر كن.

 

وقتي علي (ع) خدمت پيغمبر مشرف شد فرمود: يا علي! آيا ميل داري همسرت را به منزل ببري.

 

عرض كرد: آري يا رسول الله.

 

فرمود: خدا مبارك كند، همين امشب يا فردا شب وسائل عروسي را فراهم مي كنم.

 

سپس به همسرانش فرمود: اطاقي را براي فاطمه فرش كنيد تا مراسم عروسي را برگزار كنيم. مراسم ازدواج برترين بندگان خداوند در روز اول يا ششم ذي الحجه  سال دوم يا سوم هجري انجام گرفت.

 

نوشته شده در پنجشنبه 28 آبان1388ساعت 18:28 توسط ستاره سرخ ( آرزو ) |

 

دکتر علی شریعتی


من با عشق آشنا شدم

و چه کسی این چنین آشنا شده است ؟

هنگامی دستم را دراز کردم ،که دستی نبود.

هنگامی لب به زمزمه گشودم ،که مخاطبی نداشتم.

و هنگامی تشنه ی آتش شدم ،که در برابرم دریا بود و دریا و دریا...

 

نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 20:39 توسط ستاره سرخ ( آرزو ) |

یاد چشمات

 

بمیرم واسه اون ناز نگاهت

می مونم همیشه

به چشم به راهت

تو چی خواستی که من

واست نکردم

مال من نبودی

نگات می کردم

 

دلم بی قراره

کارش انتظاره

می خواد ببینتت

بهت بگه دوست داره

تو نیستی و این دل

فقط چشم به راهته

فقط منتظر شنیدن اون صداته

 

یه روز به من گفتی برو

گفتی نمی خوامت تو رو

شکستی قلب خستمو

تنها گذاشتی دستمو

اما بی قرارم

واست نگرانم

طاقت دوریه تو رو ندارم

 

بمیرم واسه اون ناز نگاهت

می مونم همیشه

به چشم به راهت

تو چی خواستی که من

واست نکردم

مال من نبودی نگات می کردم

 

دلم بی قراره

کارش انتظاره

می خواد ببینتت

بهت بگه دوست داره

تو نیستی و این دل

فقط چشم به راهته

فقط منتظر شنیدن اون صداته

 

» خواننده : امین رستمی
» آلبوم : یاد چشمات
» آهنگ : انتظار

 

نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 20:12 توسط ستاره سرخ ( آرزو ) |

تفاوت عشق و دوست داشتن

 

عشق یك جوشش كور است و پیوندی از سر نابینایی

اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

 

عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است

دوست داشتن از روح طلوع می‌كند و تا هر جا كه یك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج می‌گیرد

 

عشق در غالب دل‌ها، در شكل‌ها و رنگ‌های تقریبا مشابهی متجلی می‌شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشتركی است

اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می‌گیرد و چون روح‌ها بر خلاف غریزه‌ها هر كدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد می‌توان گفت: كه به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست

 

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد

اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌كند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست

 

عشق، در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشكار رابطه دارد. چنانچه شوپنهاور می‌گوید: شما بیست سال سن بر سن معشوقتان بیفزائید، آنگاه تاثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه كنید

اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج وجذب زیبایی‌های روح كه زیبایی‌های محسوس را بگونه‌ای دیگر می‌بیند

 

عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است

اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت

 

عشق با دوری و نزدیكی در نوسان است. اگر دوری بطول انجامد ضعیف می‌شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می‌كشد و تنها با بیم و امید و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می‌ماند

اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است، دنیایش دنیای دیگری است

 

عشق جوششی یكجانبه است. به معشوق نمی‌اندیشد كه كیست یك خود جوششی ذاتی است و از ین رو همیشه اشتباه می‌كند و در انتخاب بسختی می‌لغزد و یا همواره یكجانبه می‌ماند و گاه، میان دو بیگانه نا‌همانند، عشقی جرقه می‌زند و چون در تاریكی است و یكدیگر را نمی‌بینند، پس از انفجار این صاعقه است كه در پرتو رو شنایی آن، چهره یكدیگر را می‌توانند دید و در اینجا است كه گاه، پس جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق كه در چهره هم می‌نگرند، احساس می‌كنند كه هم را نمی‌شناسند و بیگانگی و نا آشنایی پس از عشق درد كوچكی نیست

اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می‌بندد و در زیر نور سبز می‌شود و رشد می‌كند و ازین رو است كه همواره پس از آشنایی پدید می‌آید و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یكدیگر می‌خوانند و پس از آشنا شدن است كه خودمانی می‌شوند

 

دو روح، نه دو نفر، كه ممكن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی‌ها احساس خودمانی بودن كنند و این حالت بقدری ظریف و فرار است كه بسادگی از زیر دست احساس و فهم می‌گریزد و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ كلام یكدیگر احساس می‌شود و از این منزل است كه ناگهان، خودبخود، دو همسفر به چشم می‌بینند كه به پهن‌دشت بی كرانه مهربانی رسیده‌اند و آسمان صاف و بی لك دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افق‌های روشن و پاك و صمیمی ایمان در برابرشان باز می‌شود و نسیمی نرم و لطیف همچون روح یك معبد متروك كه در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا بلرزه می‌آورد

دوست داشتن هر لحظه پیام الهام‌های تازه آسمانهای دیگر و سرزمین‌های دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستان‌های دیگر را بهمراه دارد و خود را، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ هر لحظه، بر سر و روی این دو میزند

 

عشق، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست

اما دوست داشتن، در اوج معراجش، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می‌كند و با خود به قله بلند اشراق می‌برد

 

" دكتر علي  شريعتي "

 

 

نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعت 18:54 توسط ستاره سرخ ( آرزو ) |

كوروش كبير از ديدگاه بزرگان

 

 

آيا تاكنون به اين موضوع فكر كرده ايد كه چرا شخصيتي مانند كوروش كه جهان در برابر بزرگي او شگفت زده است و مشهورترين مورخين و باستان شناسان و خاورشناسان دنيا از او به نام ابر مرد تاريخ جهان ياد كرده اند، چرا تاكنون اسمي از او در ايران برده نشده است؟ يا هيچ حركتي كه شايسته او باشد در جهان نشده است؟ آيا ادامه راه اين شخصيت بزرگ جهان نمي تواند راه نجات ما باشد؟ آيا براي ايران كه كوروش را دارد و خود مهد حقوق بشر جهان بوده است، پسنديده است كه امروز دنيا ما را به نام مهد تروريست و خشونت و ناقض حقوق بشر خطاب كند؟ كوروش پدر ملت ها، بزرگ قهرمان آن روزگار، سرور آسيا، كسي كه دشمن او را به نيكي ستايش كرد و او را نمونه يك شهريار والا مي دانست امروز كجاست؟

ايرانيان بدانند كه كوروش در حد يك پيامبر براي ايران خدمت كرد و ايران يعني كوروش و كوروش يعني ايران. راه او راه جوانان آينده ايران است و هيچ شخصيت غربي و عربي نمي تواند براي ما ايرانيان بالاتر از او باشد. در اين جا نظر برخي از پرفسورها و مورخان را در مورد كوروش، مي خوانيم.

پروفسور ايليف مدير موزه ليورپول انگلستان

در جهان امروز بارزترين شخصيت جهان باستان كوروش شناخته شده است. زيرا نبوغ و عظمت او در بنيانگذاري امپراطوري چندين دهه اي ايران مايه ي شگفتي است. آزادي به يهوديان و ملت هاي منطقه و كشورهاي مسخر شده كه در گذشته نه تنها وجود نداشت بلكه كاري عجيب به نظر مي رسيده است از شگفتي هاي اوست.

دكتر هانري بر دانشمند فرانسوي

اين پادشاه بزرگ يعني كوروش هخامنشي برعكس سلاطين قسي القلب و ظالم بابل و آشور بسيار عادل و رحيم و مهربان بود زيرا اخلاق روح ايراني اساسش تعليمات زرتشت بوده است. به همين سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشي خود را مظهر صفات نيك مي شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خداوند دانسته و آن را براي خير بشر و آسايش و سعادت جامعه انسان صرف مي كردند.

پروفسور آلبر شاندور

شاهنشاهي ايران كه پايه گذار آن كوروش بزرگ است به هيچ وجه بر اساس خشونت پي ريزي نشد بلكه عكس آن درست است. زيرا با رعايت حقوق مردمان پايه گذاري شد. پارسي ها با مساعدت يكديگر و به ياري پادشاهان مقتر خود عظمت و شكوهي را در تاريخ به جاي گذاشته اند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است. نژادي كه حماسه آنان را همچون آفتابي در تاريكي نشان مي دهد. آنان درخششي در جهان از خود به جاي گذاشته اند كه براي آيندگان نيز خواهد ماند.

ژنرال سرپرسي سايكس

مطالب كتاب مقدس تورات و نوشته هاي يوناني و سنت هاي ايراني همه همداستانند كه كوروش باستاني سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست مي داشتند و «پدر» مي خواندنش. ما نيز مي توانيم بدان بباليم كه نخستين مرد بزرگ آريايي كه سرگذشت اش بر تاريح روشن است، صفاتي چنان عالي و درخشان داشته است.

ژنرال سرپرسي سايكس بعد از ديدار از آرامگاه كوروش بزرگ

من خود سه بار از اين آرامگاه ديدن كرده ام و توانسته ام اندك تعميري نيز در آن چا بكنم و در هر سه بار اين نكته را يادآورده شده ام كه زيارت آرامگاه كوروش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان امتياز كوچكي نيست و من بسي خوشبخت بوده ام كه به چنين افتخاري دست يافته ام. به راستي من در گمانم كه آيا براي مردم آريائي(هندو اروپايي) هيچ بناي ديگري هست كه از آرامگاه بنيان گذار دولت پارس و ايران ارجمندتر و مهم تر باشد.

افلاطون:

پارسيان در زمان شاهنشاهي كوروش اندازه ميان بردگي و آزادگي را نگاه مي داشتند. از اين رو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسياري از ملت هاي جهان شدند. در زمان كوروش بزرگ فرمانروايان به زيردستان خود آزادي مي دادند و آنان را به رعايت قوانين انسان دوستانه و برابري ها راهنمايي مي كردند. مردمان رابطه خوبي با پادشاهان خود داشتند. از اين رو در موقع خطر به ياري آنان مي شتافتند و در جنگ ها شركت مي كردند و آزادي و مهرورزي و رعايت حقوق اجتماعي به زيبايي انجام مي گرفت.

هرودوت- تاريخ هرودوت:

هيچ پارسي يافت نمي شد كه بتواند خود را با كوروش مقايسه كند. از اين رو من كتابم را درباره ايران و يونان نوشتم تا كردارهاي شگفت انگيز و بزرگ اين دو ملت عظيم هيچ گاه به فراموشي سپرده نشود.

كوروش سرداري بزرگ بود. در زمان او ايرانيان از آزادي برخوردار بودند و بر بسياري از ملت هاي ديگر فرمانروايي مي نمودند. سربازان او پيوسته براي وي آماده جانفشاني بودند و بخاطر او از هر خطري استقبال مي كردند.

پروفسور گيريشمن- ايران از آغاز تا اسلام 

كمتر پادشاهي است كه پس از خود چنين نام نيكي باقي گذاشته باشد. كوروش سرداري بزرگ و نيكخواه بود. او آن قدر خردمند بود كه هر زماني كشور تازه اي را تسخير مي كرد به آن ها آزادي مذهب مي داد و فرمانرواي جديد را از ميان بوميان آن سرزمين انتخاب مي نمود. او شهرها را ويران نمي كرد و قتل عام و كشتار نمي كرد. ايرانيان كوروش را پدر و يونانيان كه سرزمينشان به وسيله ي كوروش تسخير شده بود وي را سرور و قانون گذار مي ناميدند و يهوديان او را مسيح خداوند مي خواندند.

كنت دوگوبينو سفير اسبق فرانسه در تهران(مورخ فرانسوي)

تاكنون هيچ انساني موفق نشده است اثري را كه كوروش در تاريخ جهان باقي گذاشت، در افكار ميليون ها مردم جهان بوجود آورد. من اذعان مي دارم كه اسكندر و سزار و كوروش كه سه مرد اول جهان شده اند، كوروش در صدر آن ها قرار دارد و تاكنون در جهان كسي به وجود نيامده است كه بتواند با او برابري كند و او همانطور كه در كتاب هاي ما آمده است مسيح خداوند است. قوانيني كه او صادر كرد كه در تاريخ آن زمان كه انسان ها به راحتي قرباني خدايان مي شدند بي سابقه بود.

هارولد لمب دانشمند آمريكايي

در شاهنشاهي ايران باستان كه كوروش سمبل آنان است، آريايي ها درتاجگذاري به كردار نيك- گفتار نيك- پندار نيك سوگند ياد مي كردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند كه اين امر در صدها نبرد آنان به وضوح ديده مي شود كه خود شاهنشاه در راس ارتش به سوي دشمن براي حفظ كيان كشورشان مي تاخته است.

گزنفون مورخ بزرگ يوناني

ما در اين باره فكر كرديم كه چرا كوروش به اين اندازه براي فرمانروايي عادل مردمان ساخته شده بود. سه دليل برايش پيدا كرديم. نخست نژاد اصيل آريايي او و بعد استعداد طبيعي و سپس نبوغ پرورش او از كودكي بوده است.

كوروش نابغه اي بزرگ، انساني والامنش، صلح طلب و نيك منش بود. او دوست انسان ها و طالب علم و حكمت و راستي بود. كوروش عقيده داشت پيروزي بر كشوري اين حق را به كشور فاتح نمي دهد تا هر تجاوز و كار غير انساني را مرتكب شود. كوروش براي دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بيگانگان قرار مي گرفت امپراطوري قدرتمند و انساني را پايه گذاشت كه سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمي كرد. او ملت هاي ملغوب را شيفته خود كرد به صورتي كه اقوام شكست خورده كه كوروش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود، او را خداوندگار مي ناميدند. او برترين مرد تاريخ، بزرگترين، بخشنده ترين، پاك دل ترين انسان تا اين زمان بود.

كنت دوگوبينو فرانسوي- ايران باستان

شاهنشاهي كوروش هيچگاه در عالم نظير نداشت. او به راستي يك مسيح بود زيرا به جرات مي توان گفت كه تقدير او را چنين براي مردمان آفريد تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد.

نيكلاي دمشقي

كوروش شاهنشاه پارسيان در فلسفه بيش از هركس ديگر آگاهي داشت. اين دانش را نزد مغان زرتشتي آموخته بود.

پروفسور كريستين سن ايران شناس و استاد زبان اوستايي و پهلوي

شاهنشاه كوروش بزرگ نمونه يك پادشاه جوانمرد بوده است. اين صفات برجسته اخلاقي او در روابط سياسي اش ديده مي شده است. در قوانين او احترام به حقوق ملت هاي ديگر و فرستادگان كشورهاي ديگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده كه اين قوانين امروز بين الملل نام گرفته است.

ويل دورانت- تاريخ تمدن ويل دورانت

كوروش از افرادي بوده كه براي فرمانروايي آفريده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در كشورگشايي حيرت انگيز بود. او با شكست خوردگان با جوانمردي و بزرگواري برخورد مي نمود. به همين دليل يونانيان كه دشمن ايران بودند نتوانستند از آن بگذرند و درباره او داستان هاي بيشماري نوشته اند و او را بزرگترين جهان قهرمان پيش از اسكندر مي ناميدند. او كرزوس را پس از شكست از سوختن در ميان هيزم هاي آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و يهوديان دربند را آزاد نمود. كوروش سرداري بود كه بيش از هر پادشاه ديگري در آن زمان محبوبيت داشت و پايه هاي شاهنشاهي اش را بر سخاوت و جوانمردي بنيان گذاشت.

كلمان هوار- تمدن ايراني

كوروش بزرگ در سال 550 قبل از ميلاد بر تخت پادشاهي ايران نشست. وي با فتوحاتي ناگهاني و شگفت انگيز امپراطوري پهناوري را از خود به جاي گذاشت كه تا آن روزگار كسي به دنيا نديده بود. كوروش سرداري بزرگ و سرآمد دنياي آن روزگار بود. او اقوام مختلف را مطيع خود ساخت. او اولين دولت مقتدر و منظم را در جهان پايه ريزي كرد. براي احترام به مردمان كشورهاي ديگر معابدشان را بازسازي كرد. او پيرو دين يكتاپرستي زرتشت بود ولي به هيچ عنوان دين خود را بر ملل مغلوب تحميل نكرد.

مولانا ابوالكلام احمد آزاد فيلسوف هندي

كوروش همان ذوالقرنين قرآن است. او پيامبر ايران بود زيرا انسانيت و منش و كردار نيك را به مردم ايران و جهان هديه داد.

اخليوس(آشيل) شاعر نامدار يوناني- تراژدي پارسه

كوروش يك تن فاني سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشيد. خدايان او را دوست داشتند. او داراي عقلي سرشار از بزرگي بود.

 

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 20:14 توسط ستاره سرخ ( آرزو ) |

شهادت موالموحدين ، اميرالمومنين ،امام پارسايان ،جلوه حق ، امام علي (ع) بر عموم شيعيان جهان تسليت باد

 

 

مروری کوتاه بر زندگانی امام علی (ع) :

 

 نام : علی

لقب : مرتضی

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : عمران ابوطالب

نام مادر : فاطمه

تاریخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت )

محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا

مدت امامت : 30 سال

مدت عمر: 63 سال

تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری

علت شهادت : تحریکات قطام

نام قاتل : عبدالرحمن بن ملجم

محل دفن : نجف اشرف



شهادت :

در سال چهارم هجری جماعتی از خوارج در مکه جلسه ای تشکیل دادند ومسئول تمامی اختلافات موجود در جامعه را یه نفر دانستند که قرار شد که هر سه را اعدام بنمایند که بدین منظور عبدالرحمن بن ملجم مرادی مسئولیت بشهادت رساندن امام علی (ع) را به عهده گرفت ودومی مسئولیت بهلاکت رساندن معاویه در شام را وسومی کشتن عمروبن عاص را در مصر .

عبدالرحمن بن ملجم راهی کوفه میشود ، در کوفه با دختری بنام قطامه که دو برادرش در جنگ نهروان بدست امام علی (ع) کشته شده بود ، برخورد کرده وعاشق وی میشود ، قطامه، مهریه خود را کشتن امام علی (ع) قرار می دهد ، عبدالرحمن بن ملجم در سحرگاه 19 رمضان سال 40 هجری ، هنگامی که امام در محراب عشق مشغول راز ونیاز بامحبوب خود بود ، با ضربت بر فرق امام ، فرق امام را میشکافد و... امام در لحظه ای که ضربت بر فرق مبارکش وارد شده ( با حالی که حاکی از به نتیجه رسیدن بارسنگینی را از دوش بر زمین گذاشتن وراحت شدن است ) فریاد برآورد : "فزت برب الکعبه "بخدای کعبه که رستگار شدم .

دادو فریاد ، یا علی را کشتند شروع میشود ،ا بن ملجم که فصد فرار داشته در خارج از مسجد بوسیله مردم دستگیر میشود.

برای امام به تجویز طبیب شیر می برند ، امام میفرماید که بر ای ابن ملجم هم از همین شیر ببرید وبه او کاری نداشته باشید ، اگر زنده ماندم خود میدانم واگر نه ، با همان ضربه او را قصاص کنید .

امام در عصر روز 21 ماه رمضان سال 40 هجری بر اثر عمق زخم وزهری که وارد بدن وی بوسیله شمشیر شده بود در حالی که با خدای خویش در راز ونیاز ودر حال نماز بود ، جان به جان آفرین تسلیم کرد .

"انا لله وانا الیه راجعون " پیکر شریفش را به نجف اشرف برده وهمان جا بخاک سپردند .



گذری کوتاه بر وصایای امام علی (ع) :

از خدابترسید وپیروان دنیا نگردید ، هر چه در قرآن است عمل کنید ، قبل از آنکه دیگران بر شما سبقت بگیرند .

وضو را ساداب بگیر .

خدا را در قرآن بنگرید .

خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید .

خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است .

پس از قرآن واحادیپ نبوی ، سخنی بالاتر از سخنان امام علی (ع) در دست امت نمی باشد که ... همه مروارید است ودور از خاک وخاشاک ودر این دریای مملو از درّ وگوهر ومروارید عده بسیاری راز مورخان سعی در جمع آوری وشرح وتوضیح سخنان امام نموده اند ولیکن در این میان تنها سید شریف رضی استکه توانسته این مجموعه را بطور احسن گرد هم آورد ونام آن را نهج البلاغه نامیده است واین مجموعه را میتوان کاملترین وموثق ترین جمع آوری دانست .



سخنانی گوهر بار از امام علی (ع):



1- سستی درجهاد

اگر امروز از خانه هایتان در مقابل دشمن دفاع نکنید ، بعداً از کدام خانه دفاع خواهید کرد ؟ و با کدام امامی بعد از من به جهاد خواهید رفت ؟



2- حکومت :

ای مردم ، کسی به کار خلافت وحکومت سزاوارتر است که از همه مردم بر آن کار تواناتر « در امور سیاسی وحل وفصل مسائل وامور خارجی » وبه امر خداوند از همه آنان داناتر باشد « از نظر حکم شرع ودین الهی -فقه » حال اگر فتنه انگیزی به فتنه گری بپردازد ، باید نکوهش شود وخواسته شود تا به حق باز گردد. اگر خودداری نمود باید کشته شود .



3- وحدت :

پس دست خدا با جماعت است ، پس دوری کنید از اختلافات وجدائی ، زیرا آنکه از جمع مردم جدا شود شیطان براو دست یابد . چنانکه گوسفند جدا شده از گله نصیب گرگ میشود ، هوشیار باشید هرکه شما را به راهی بخواند که تفرقه واختلاف در آن باشد او را بکشید اگر چه خود من باشم .

 



ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌
 

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 

نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 19:49 توسط ستاره سرخ ( آرزو ) |

قوانین مورفی

 

یادآوری قوانین مورفی تسکین دهنده بدبیاری ها و بدشانسی هاست. قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می کرد. در یکی از سخت ترین آزمایشهای پروژه یک تکنسین خنگ تمام سیم ها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد. مورفی درباره این تکنسین گفت: "اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا می کنه" و این اولین قانون مورفی بود. در ابتدا در فرهنگ فنی مهندسین رواج پیدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پیدا کرد. بعداً قوانین دیگری هم بعد از کسب رتبه لازم از بنیاد مورفی در زمره قوانین اصلی قرار گرفتند .

 

حالا قوانین مورفی و قوانین استنباط شده از آن :

- اگر در توده یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی، چیز مورد نظر حتما در ته قرار دارد

- هیچ کاری آن طور که به نظر می رسد ساده نیست

- وقتی در ترافیک گیر کرده ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می افتد

- هر کاری بیش از آنچه فکرش را می کنی دو برابر آنچه باید وقت می برد. مگر اینکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت می گیرد

- هر چیزی که بتواند خراب شود خراب می شود آن هم در بدترین زمان ممکن

- اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازی احمق باهوش تری پیدا می شود و کارت را خراب می کند

- در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است

- وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و... همیشه دیرتر از موعد حرکت می کنند مگر آن که شما دیر برسید. در این صورت درست سر وقت رفته اند

- اگر به نظر می رسد همه چیزها خوب پیش می روند حتما چیزی را از قلم انداخته ای

- احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد

- هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری آماده کرده ای ناچار می شوی اول کار دیگری را انجام دهی

- اشیای قیمتی اگر سقوط کنند به مکان های غیرقابل دسترس مثل کانال آب یا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالی که روشن است) می افتند

- مادر همیشه راه بهتری برای انجام کارتان پیشنهاد می کند البته بعد از اینکه کار را به سختی انجام داده باشید

- هر چه بیشتر سعی کنید چیزی را از مادرتان پنهان کنید او بیشتر به وب کم شبیه می شود

- 80% امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای

- وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می کنی مهمترین شان ناخوانا ترینشان است

 

قوانین اتوبوسی مورفی :

- اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید

- اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید. اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است

- اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری. وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری

- هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد

- مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی. به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد. (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می رسد

- اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید..

 

قوانین كامپیوتری مورفی :

- دیسک مشتری در سیستم تو خوانده نمی شود

- اگر برای خواندن آن نرم افزار پیچیده ای روی سیستمت نصب کنی آخرین باری خواهد بود که چنین دیسکی به دستت می رسد

 

قوانین عاشقانه ی مورفی :

- همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دلیلی دارد 

- هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بیشتر است

- شعور ضربدر زیبایی ضربدر در دسترس بودن مساوی عددی ثابت است. ( که این عدد همیشه صفر است(

- میزان عشق دیگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با میزان علاقه تو به آنها

- چیزهایی که یک زن را بیش از هر چیز به مردی جذب می کند همانهایی اند که چند سال بعد بیشترین تنفر را از آنها خواهد داشت.

 

فلسفه مورفی

" لبخند بزن... فردا روز بدتریه "

و اما سرنوشت خود آقای مورفی :

یه شب تو یه بزرگراه سوخت ماشین آقای مورفی تموم می شه. اون شب تو بزرگراه ترافیک بوده و ماشین ها با سرعت مورچه می رفتن. آقای مورفی هم می زنه بقل که بقیه رو با تاکسی بره. کنار بزرگراه واستاده بوده که یهو ماشین یه توریست انگلیسی که داشته خلاف جهت می اومده می زنه بهش و می میره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفید بوده . حالا فکر کن با یه لباس سفید کنار یه بزرگراه شلوغ واستاده باشی. بعد یه نفر در جهت مخالف بیاد بهت بزنه و بمیری . احتمالا موقع جون دادن این جمله ی معروفش روی لبش بوده :

"اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا می کنه.

 

نوشته شده در سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 23:53 توسط ستاره سرخ ( آرزو ) |

پيام دالاي لاما

 

این مطلب، نوشته ای کوتاه و در عین حال جذاب است. بخوانید و سرخوش گردید. مطالبی است که دالایی لاما برای سال 2008 افاده کرده است. خواندن و اندیشیدن در آن بیشتر از یکی دو دقیقه وقت نمی گیرد. این پیام را وانگذار. منترا باید حد اکثر ظرف 96 ساعت از دستان شما به دیگری برسد. در آن صورت، شما خبری بس خوش دریافت خواهید کرد. این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین و مذهب و طرز فکری؛ حتی اگر شما اصلا خرافاتی نباشید و به این حرفها دل ندهید .

1ـ به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجند.

2 ـ وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده .

3ـ این سه میم را از همواره دنبال کن:

4- محبت و احترام به خود را

5- محبت به همگان را

6- و مسئولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای

7- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می جویی گاه یک شانس بزرگ است.

8 ـ اگر می خواهی قواعد بازی را عوض کنی اول قواعد را بیاموز.

9ـ به خاطر یک مشاجرۀ کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

10ـ وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده ای، گامهایی را پیاپی برای رفع آن خطا بردار.

11ـ بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.

12ـ چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را به سادگی در برابر آنها واننه.

13ـ به خاطر داشته باش گاه سکوت بهترین پاسخ است.

14ـ شرافتمندانه بزی؛ که هر گاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی ..

15ـ زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است .

16ـ در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می کنی و از او گلایه داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه های قدیم نگیر .

17ـ دانش خود را با دیگران در میان گذار... این تنها راه جاودانگی است.

18ـ با دنیا و زندگی زمینی بر سر مهر باش.

19ـ سالی یک بار جایی برو که تا کنون هرگز نرفته ای.

20ـ بدان که بهترین ارتباط آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد .

21ـ وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه را از دست داده ای که چنین را به دست آورده ای.

22ـ در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

 

نوشته شده در شنبه 24 مرداد1388ساعت 19:23 توسط ستاره سرخ ( آرزو ) |

یا صاحب الزمان ادرکنی

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 23:4 توسط ستاره سرخ ( آرزو )
درباره وبلاگ

كه بود آنكه نشانی ام را به تو داد
كه بود او؟
از كدامين راه؟
بگو !
چگونه؟
از كجا برای تسخير روح من آمده ای؟
منی كه تلخ ترين بودم
منی كه الهه خشم
با تاجی از تيغ و خار
منی كه خداوند تنهايی .
كه بود آنكه نشانی ام را به تو داد؟
چه كسی راهنمای تو بود؟
كدامين صخره، كدامين دود، كدامين آتشدان؟
زمين لرزيد گيلاس های پايه دار
از شراب خورشيد نوشيدند
و من پر شدم از تو
و من پر شدم از عشقی باكره
كه تو باشی
كه بود آنكه نشانی ام را به تو داد؟
بيش از آنكه برنجانم
رنجيده شدم
بيش از آنكه دوستم بدارند
دوستشان داشتم
بيش از آنكه عشقم دهند
عشقشان .
و اين حاصلی است از سالی دور تا امروز
قلبی به زخم اندر نشسته را
كنون مرا می خوانيد .

آخرین نوشته ها
کبوتر
سالروز ازدواج امام علي (ع) و حضرت فاطمه (س) مبارک باد

یاد چشمات
تفاوت عشق و دوست داشتن
كوروش كبير از ديدگاه بزرگان
شهادت موالموحدين ، اميرالمومنين ،امام پارسايان ،جلوه حق ، امام علي (ع) بر عموم شيعيان جهان تسليت باد
قوانین مورفی
پيام دالاي لاما
یا صاحب الزمان ادرکنی
میلاد منجی عالم مبارک باد
زندگی
قسمتی از نیایش دکترعلی شریعتی
ماجرای جالب مرد مکزیکی و مرد آمریکایی
عادت
20 نکته از زندگی
مادر
قسمتی از دست نوشته‌های مهاتما گاندی
سخن مشاهیر 1
چه زیباست...
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز
تنهاتر
خنجر
10 فايده موثر ارتباط عاشقانه
آخرین جملات بزرگان در هنگام مرگ
ما به هم نزديكيم
کبوتر شد و رفت
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
یلدا مبارک
عید غدیر خم بر شما مبارك
پیوند وبلاگ

زیباترین قالب های وبلاگ
آخرین حسرت
ساحل بارانی
دنیای امروز و فردا
*@metalsoft-co - اس ام اس|عکس خفن|موبایل@(ملیکا)
ترنم
خیال سبز
رویای آرزوهایم
سایت عصرونه بزرگترين بانك فارسي جك ها و لطيفه ها
هیئت پنج تن آل عبا(ع)
صنایع تصفیه آب صاف
*بهشت گمشده (فلامرز موسوی )
*ستاره سهیل (علیرضا)
*ورود همه آزاد است (عباس حاجب)
*اوغات فراغت (عباس حاجب)
*پیامهای کوتاه زیبا (پیام نگار)
*درد تنهایی (سینا)
یادداشتهایی در تنهایی (تنها)
*وایسا دنیا
الی جون
فقط برای آرزوی خودم
*قاصدک (آیدا)
*طفلک دل من (بهار)
*نامه های تهران (مهدیه)
*دلتنگستان (میکائیل)
*حميدرضا و مریم
مرگ برآنکس که دلش را به دل سنگ تو بست (احد تنها)
*بیتو به آخر رسیدم (محسن)
*قطره عشق
*لیلوا
* ایستگاه عشق (محسن)
*فریاد عشق (صادق و رزیتا)
*تست روانشناسی _ ارایش صورت (رکسانا)
*نمیدونم (هومن)
*تنهاترین
*جمهوری پرندگان (موسي شيرزايي)
سعادت بودن باآدمها (حسن شیرعلی)
*عاشقانه (هادی)
*دوست دارم (رضا)
*عشق فوتبال (علی کشوری)
جواب سوالات تبیان و آفتاب
*خانه سبز ما (رها)
*عشق من (ساسان)
*رویاهای سعید (سعید جهاندیده)
*دنياي من پر از عكس و حرف نگفته (وحید)
عشق شاید همه چیز...!!! (حسن مهربانی )
آف های تووپ
*عشق کلمه ی مقدس است (مجتبی)
*دوستی (روح الله ازاد)
*سخنی از بزرگان (مرتضی)
*ميكروبيولوژی (محسن)
*شبگرد تنها
(محمد)Farzandane Sokot
::پرتال تفریحی بیا تو شیراز::
رهگذر شب
$$$$$$$$$$
لوگوی دوستان


امکانات

Begin WebGozar.com Poll code -->
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












WWW.bestGHALEB.TK